|
" من امید دارم روزی رسیدن تجربه هر دومان می شود ، آنوقت تمام سال پاییز است . تمام عمر خاطره ! "
این قصه واقعی است / اينكه به دختري که - خيلي هم دوستش
داري
يک سلام ساده کني و مثل هر آدم ِ معمولي ِ ديگر ؛ از
کنارش بگذری ، چه او هرگز برايت يک آدم ِ معمولي نيست
يا
مثل يك شيرواني ساز مست ، چپيده در يك صندلي ِ آبي ، به عقايد
يك دلقك بخندی وبه هشت دقيقه ي طلايي خورشيد فك كني
ترجیح ِ بهتری است؛
به قيمت اينكه
يک عمرهم عذاب بکشي
حتي !!!
خيلي بهتراز فراموشي كه محال است گريبان آدم هاي شبيه تو را به
اين راحتي بگيرد
و من را هم . كه بدجوري جا مانده ام .
انگاري اصلا
بايد خيلي ها حرف را نزد / نبايدي هم در كار نيست .
آدم ها – هميشه چند
تايي حرف ِ دم ِ دست دارند كه ...
خرابت كنند /
من از آوار مي ترسم .
و اين تلخ ترين تجربه
ي زميني ِ من است .
خيلي تلخ تر ازفاجعه ي سيب كه با دستان ِ حوا
سيب زميني شد .
وقتي كه نيست
بايد با چشمان ِ باز به خوابي عميق بروم
و فقط!
و تنها رويا ببينم و رويا ببينم و رويا !
زني كه هرگز دوست ندارم .
ترس - آوار - سرگیجه
و جنون
با تو همدستند
و من مجبوريم
با جواب هایی از خودم کوتاه تر
در یک شهر ِ غریبه سر کنم
كنار بيمارستان بوق بشوم
در خيابان هاي يك طرفه پرسه بزنم
كنار هر تيمارستان با خودم ملاقات داشته باشم
و وسواس های مدام ، کلافه ام کنند
و حسرت .
که توي چشــــــم تو
هنـــــوز بايد با همه
برابر بود ؛
چند قدم به عقب بر مي گردم
به دختري كه خيلي هم دوستش دارم
يك سلام ساده مي كنم و از كنارش مي گذرم ، چه او اسمي هم برايم
ندارد
تا اردیبهشت غمگین تر از دو روز قبل نشود.
.
سكوت سنگين ترین بارِ دنياست
كه ترس از آوار تو – هر چند ماه
به من تحميل مي كند 
و نمایشگاه کتاب نامه ؛
خدا نصیبتان کند دوست از نوع خوبش را ؛ ما که لذت فراوان با این دو شاعر خوب بردیم . راستی ! یا مصلی جای خوبی است یا این ها الکی می گویند هی تهران آلوده ست ؛ هوا به این خوبی توی رشت هم گیر خیلی ها نمی آید بعضا !

این دوبیت را سجاد حقیقت شناس عزیز - یکی از بهترین رباعی سراهای گیلان صبح روزی که برگشتیم برایم نوشت که قند مکرر شد . خودش می داند چقدر لذت بردم :) امشب شب عاشقانه ی دلخواه است تا دیدن تو دو پلک دیگر راه است من با تو دوباره همسفر خواهم شد این تنها خوبی ِ نمایشگاه است
این کلاغ هم قصه ای دارد برای خودش ؛ یک ساعتی تو نخش بودیم ؛ رییس پارک بود برای خودش کلی نوچه داشت و حال این گنجشک های معصوم را هی می گرفت / ابهتی دارد پدر سوخته 
من چند ترانه سرا رو خیلی دوس دارم ، دوتا از خوباشون رو تو نمایشگاه موفق شدم ببینم و لحظه ای رو باهاشون ثبت کنم برای خاطره / همینطور کتاب های ارزشمندشون :
مهدی ایوبی عزیز - ترانه سرای البوم جدید رضا یزدانی و امیر ارجینی گرامی - شاعر نیمی از ترانه های محسن چاوشی  

|